ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

378

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

ج - شامّه : قوّه‌اى است كه در دو زايدهء مقدّم دماغ كه شبيه سر پستان هستند وجود دارد . به وسيلهء آن دو زايده وهواي مجاور بوها تشخيص داده مىشوند . د - سامعه : قوه‌اى است در عصب مفروش باطن صماخ ، وبا آن أصوات حرفها به وسيلهء هوا شنيده مىشود . ه - باصره : قوّه‌اى است در دو عصب مجوّف وبا آن صورتهايى كه به وسيلهء جرم شفاف « 35 » در رطوبت عدسى چشم نقش مىبندد درك مىشود . قسم دوّم قواى باطني كه پنج دسته‌اند يا صرفاً درك كننده‌اند ويا هم درك مىكنند وهم تصرّف . آن كه صرفاً درك كننده است ، يا درك كنندهء صورت جزئي است كه حسّ مشترك ناميده مىشود ودر قسمت أول دماغ قرار دارد ودر آن صور محسوسات جمع مىشود . پس از آن قوّه‌اى است كه خيال ناميده مىشود وآن خزانهء حسّ مشترك است ودر قسمت آخر تجويف جلو دماغ قرار دارد ودر آن صورتهاى خيالي قرار دارد كه حتّى پس از غيبت حسّ مشترك در آنجا باقي مىماند . ويا درك كنندهء معاني جزئي است كه ممكن است واهمه يا حافظه باشد . واهمه در قسمت خالى وسط دماغ قرار دارد ومعاني جزئي غير محسوس موجود در محسوسات را درك مىكند ، مانند اين كه گوسفند چيزى را گرگ درك مىكند كه موجب فرار أو مىشود . حافظه در قسمت خالى آخر دماغ قرار دارد واحكام جزئي حاصل از وهم را درك مىكند وخزانهء وهم است ويا قوّه‌اى است كه هم درك مىكند وهم تصرّف : اين قوه به اعتبار اين كه وهم را به كار مىگيرد متخيّله وبه اعتبار اين كه عقل را به كار مىگيرد متفكّره ناميده مىشود ومحل آن ابتداى حفرهء وسط دماغ است وكار آن تركيب وتفصيل بعضي از صورتها با

--> ( 35 ) جرم شفّاف شامل قرنيّه وزلاليّه مىشود .